در طرح موسوم به "جي وان جي وان" که مرحله اول آن از دوازدهم نوامبر (سوم آبان) به صورت اینترنتی به اجرا گذاشته می شود ، لپ تاپهاي ارزان قیمتی موسوم به "صد دلاري" به متقاضیان عرضه می شود.
در این طرح خریداران بهای دو لپ تاپ را پرداخت می کنند ولی تنها یک لپ تاپ دریافت می کنند. لپ تاپ دوم به کودکان کشورهای فقیر از جمله کودکان رواندا ، اففانستان و ... هدیه می شود. ادامه مطلب
هولیکا یا هولی-فستیوال رنگها هر سال پس از ماه کامل در ماه مارچ در تمام ایالات هند برگزار می شود.
هولی را اغلب به نوعی شروع بهار در هند می دانند و آغاز بهار را با پاشیدن پودرهای رنگی و آب رنگی به مردم جشن می گیرند.در این روز همه می توانند به هر کسی از عابر و یا سواره که خواستند رنگ بپاشند و کسی هم حق ندارد اعتراضی کند.
============================================================
اینکه چرا من فردا رای نمی دهم دلایل زیادی داره.
فکر نکنید می گم یک رای موثر نیست، نه حتی یک رای هم در سرنوشت انتخابات موثره. ولی باز هم من رای نمی دهم.

همسرآينده من کيه ؟
در پی هشدار شيخ احمد آل صبا بن آل زیاد آل کم ....(رئيس شوراي كميته المپيك آسيا و مدافع حقوق کشورهای عربی در بازیهای آسیایی) مبنی بر ممنوعیت استفاده از شعارهاي مذهبي در مسابقات ورزشی ، "الدوپینگو المنوعو" رئیس کمیته جهانی مبارزه با دوپینگ ضمن تایید نظر "آل هرچی...." اعلام کرد:
بر اساس بررسی های کارشناسان خبره کمیته مبارزه با دوپینگ ، چون استفاده از شعارهای مذهبی به خصوص ذکر "یا ابوالفضل" باعث ایجاد نیروی خارق العاده در ورزشکار می شود، و از طرفی حریف را نیز کمی تا قسمتی می ترساند، این عمل از مصادیق دوپینگ مذهبی محسوب می شود و استفاده از آن موجب محرومیت ورزشکار بین یک تا چند سال می شود.
شایان ذکر است که کمیته مزبور به طور غیر محسوس از ورزشکارانی که دوپینگ مذهبی می کنند آزمایش به عمل آورده و متوجه شده است که این عمل باعث می شود که درصد دوپینگ خون ورزشکار به عدد ۲۰ روی ۳۰ برسد. این میزان بسیار بالاتر از حد استاندارد دوپینگ خون که معادل "۲۰ ذر ۳۰ تقسیم بر توان دو تقسیم بر ۵۸۹ " است ، می باشد.
شرمنده از آنم که نباشم به سرایم / تا با تو سلامی و علیکی بنمایم
گر لطف کنی نمره و پیغام گذاری / پاسخ دهم ای دوست به محضی که بیایم
راستی اگر حافظ و خیام و فردوسی و دیگران در عصر "انسور ماشین" زندگی می کردند، چه کلامی روی دستگاه تلفن خود می گذاشتند.
رفته ام بیرون من از کاشانه خود غم مخور / تا مگر بینم رخ جانانه خود غم مخور
بشنوی پاسخ زحافظ گر که بگذاری پیام / آن زمان کو بازگردد خانه خود غم مخور
متوجه این موضوع میشویم که مترجمان و برنامه نویسان ایرانی این سایتها اکثرا صاحبان سایتها را بنحوی سر کار گذاشته اند
و گوگل نیز از این مقوله مستثنی نبوده و در گیر و دار فارسی سازی آن ترکشهایی به یادگار دارد
برای درک عینی این موضوع روی لینک زیر کلیک کنید:
http://www.google.com/search?hl=fa&q=vhndyhn&btnG=%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D8%A8&lr=
در نتیجه چیزی شبیه این میبینید:
حاجي جون داداش جست و جوی شما برای - vhndyhn – بي نتيجه بود.
!! اما خودمونیم... چه جماعتی به جز ایرانی میتونه اینطوری بزرگترین سایت جستجو رو بگذاره سر کار![]()
؟


گفتم زولبیا و بامیه و دهنم آب افتاد. آخه توی خارج از کشور نمی شه به راحتی اون را پیدا کرد. اگه هم پیدا بشه قیمتش سرسام آوره : چیزی حدود کلیویی ۷ -۸ یورو. تازه کیفیتش هم به زولوبیا و بامیه ایران نمی رسه. البته ما هر وقت خواستیم توی خونه زولوبیا و بامیه درست کنیم خراب شد ولی انگار چاره ای نیست. این دستور که در ادامه می اورم از روزنامه مرحوم شرق نقل می کنم. باید امتحان کنیم ببینیم اینطوری که تبلیغ کرده خوب در می اید یا باز هم فوت و فنش را نگفته اند.
روش درست کردن زولبیا و بامیه خانگی را در ادامه ببینید
بعد از مدت ها انتظار، بالاخره فرهنگستان زبان و ادب فارسی، واژگان تصویب شده در عرصه وب نو یسی( لینک) را در وبگاه خود (اینجا){پس از انتخاب گزینه های واژه بيگانه، حوزه رایانه و فناوری اطلاعات و نام زبان انگلیسی ، عنوان web را قسمت واژه وارد نمایید }درج نمود. بد نیست تاریخچه مختصری نیز از آنچه بر معادل وبلاگ گذشت بنویسم. در پی درخواست جمعی از وب نویسان ایرانی از فرهنگستان برای تصويب واژگان فارسی در حوزه وبلاگ نويسی ( متن درخواست از فرهنگستان فارسی برای ارائه واژگان فارسی در زمینه وبلاگ نویسی٬) در تاریخ 12 آذر 1384 نامه ای از گروه واژه گزينی فرهنگستان زبان و ادب فارسی دريافت کردم که در آن واژگان تصویب شده توسط فرهنگستان در زمینه وب نویسی امده بود. گرچه اقدام فرهنگستان پسندیده و درخور تحسین بود، ولی پس از ان هیچ اقدامی برای درج معادل های تصویب شده در وبگاه فرهنگستان و یا اعلام رسمی آن صورت نگرفت. خوشبختانه وبگاه بازتاب در خبری با عنوان <<معادل فارسی وبلاگ هم آمد>>متن نامه فرهنگستان را منعکس نمود، ولی همگان بدنبال اطلاع رسانی رسمی فرهنگستان بودند. پس از مدتی انتظار نامه تشکری خطاب به فرهنگستان نوشتیم و خواستار اعلام واژگان تصویب شده شدیم( تاخیر فرهنگستان زبان و ادب فارسی در ابلاغ واژگان تصويب شده در زمينه وبلاگ ها ) که متاسفانه جوابی دریافت نشد. این درخواست توسط خبرگزاری ایسنا نیز منعکس شد. اگر امروز را روز درج این واژگان در وبگاه فرهنگستان قلمداد کنیم ، چیزی حدود نه ماه بین تصویب واژگان معادل در عرصه وب نویسی و اعلام ان فاصله بود.
گرچه این اقدام بسیار دیر صورت گرفت ولی باز هم جای تقدیر دارد. چه خوب است که تمای وب نویسان ایرانی با استفاده از این واژگان به بالندگی زبان شیرین فارسی کمک نمایند.

بنا به گزارش اوسنا ،یکی از مقامات مسئول پرونده هسته ای ایران که نخواست نامش فاش شود اعلام کرد که ایران پاسخی متفاوت به بسته پیشنهادی گروه ۵+۱ داده است که تا کنون در رسانه های گروهی منتشر نشده است.وی عنوان داشت که پاسخ جدید ایران نسبت به پاسخ قبلی بسیار کوتاه تر است و .. ادامه مطلب...
"واکسی تلفنی واکسیما"
|
هر روزه تعداد بی شماری از واکسی ها ی پیر و جوان در پیاده روها و خیابان های شلوغ و در فضای دود گرفته شهرها داد می رنند"آقا ، خانم ، واکس بزنم" و تو بی تفاوت از کنار آنان رد می شوی و این در حالی است که یکی از واکسی های پایتخت بدون دریافت ایمیل ، پیام کوتاه ، پیام روی منشی تلفنی، وقت و هماهنگی قبلی و باز کردن فایل ویژه ، نمی تواند کفش هایت را ملاقات کند و خوراک خوشمزاه ای از واکس و عطر به آنها بدهد! | |
|
وقتی گفت شغلش "واکسی تلفنی است همه دوباره پرسیدند "چی؟ تاکسی تلفنی ؟" اما در جواب فهمیدند که درست شنیده اند و واکسی تلفنی شغل "علی 2000" چرخی است. فردی که مدعی است اولین و تنها ترین واکسی تلفنی ایرانی است. |

اخیرا دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که نوشیدن چهار لیوان چای در روز میتواند فواید بیشماری داشته باشد. به گفته آنان چای نه تنها سبب آبرسانی به بدن میشود بلکه انسان را در مقابل حمله قلبی و سرطان محافظت میکند. ادامه مطلب
روزهای اول و دوم ماه جاری ميلادی (سپتامبر ۲۰۰۶) در مدرسه عالی پزشکی هانوفر آلمان دومين همايش بينالمللی محققان حوادث رانندگی برگزار شد که در آن ۱۰۰ محقق اين رشته از ۲۰ کشور در ۵ قاره جهان به تبادل يافتهها و تجارب خود پرداختند. هدف اين همايش از جمله آن است که تجارب مثبت و غنی آلمان در امر کاهش تصادفات رانندگی و تنزل چشمگير رقم قربانيان اين گونه حوادث در اختيار ساير کشورها نيز قرار گيرد. همايش مزبور از آن جهت برجسته است که برای اولين بار در دنيا از طريق ارائه آمارها و دادههایی که از طرق مختلف به دست آمدهاند و نيز با اتکاء به فيلمهای متعددی که از صحنه تصادفات و يا گفتگوهای دقيق و هدفمند با سرنشينان اتوموبيلهای سانحهديده تهيه شده راهها و سازوکارهای بهينهتری برای کاهش صدمات انسانی و مالی در حوادث رانندگی به بحث گذاشته میشود.
كلوت را بزرگترين شهر كلوخي دنيا مي دانند. در بيابان لوت و در فاصله چهل كيلومتري شمال شرقي شهداد و در مساحتي بيش از ۱۱هزار كيلومتر مربع (به عرض متوسط۸۰ كيلومتر و طول متوسط ۱۴۵كيلومتر)، ناهمواري هاي خاصي به نام كلوت ها وجود دارد كه بزرگترين عوارض طبيعي و كلوخي دنيا و نيز منحصر به فردترين عارضه كوير است و از دور به شهري بزرگ مي ماند با ساختمان هاي كوتاه و بلند. بقیه عکس ها در ادامه
به جای فسیل شدن باید از فسیل پیدا کردن لذت برد،
به جای کپک زدن باید از پنیر کپک زده خوردن لذت برد

سال ۲۰۰۴ مسافر پرواز دوبي ـ تهران بودم با خط امارات اير لاين.سفر بسيار خوبي بود.مهماندارها حسابي خوش برخورد بودن و مراقبت و بغل كردن و بازي كردن و هديه دادن اونها به بچه يكي از مسافرا واقعا ديدني بود.درست ۵ دقيقه به پايان سفر باقي مونده بود و هواپيما هم در حال فرود آمدن بود كه ناگهان هواپيما تكان سختي خورد و براي من كه در اون حال مشغول بستن بند كفشم بودم يه گردن درد حسابي به وجود اوورد.همون لحظه خلبان از طريق بلتد گو از همه معذرت خواهي كرد و بلافاصله وقتي مسافرا آماده پياده شدن بودند خودشو جلو در رسوند و با معذرت خواهي هاي مداوم از ما ميخواست كه اونو ببخشيم در حالي كه اكثر مسافرا اصلا از اون صحنه چيزي به ياد نداشتند... ادامه ...
نقل است که امروز روز نهم شهریور روز وب نوشت ( وبلاگ) است. بگذارید من هم چند کلمه ای در این زمینه بنویسم. اصلا بگذارید آنچه قبلا در باب روانشناسی اعتیاد به وب نویسی در سالگرد با خاطراتم در سرزمین لاله ها : هلند، نگاشتم را بازنویسی کنم.(البته با کمی دخل و تصرف)
روزی که با اشاره دوستی قدم به سرزمین اسرار آمیز وب نوشت ها گذاشتم ، گمان نمی کردم که يک پک به قليان وب نويسی سرآغاز اعتيادی است بس مهلک. وقتی مزه نوشتن بر پهنه گسترده وب زير دهانت رفت ، بردن شيرينی آن با کرام الکاتبين است و کاری نشدنی. بارها با خود عهد کردم که افسار اين خر دجال را بر گردنش بيندازم و به امان خدا رهايش کنم، ولی هر بار قلمم لرزيد و اندک زمانی عهد بشکستم و باز روز از نو و روزی از نو.
گفتم روانشناسی وب نويسی. دنيای عجيبی است اين دنيای وب نوشت ها و وب نويسی. هنوز يکی دو مطلبی ننوشتی که پيغام وسوسه انگيز وبگردی ناشناس که حتی سطر اول نوشته هایت را هم نخوانده که هان "دوست عزيز وبلاگ خوبی داری ، اگر تمايل داری تبادل لينک کنيم" مدهوش ات می کند. خام می شوی و امر بر خودت نيز مشتبه می شود که " اين منم آن ..." گرچه هنوز نمی دانی لينک چيست و تبادل آن يعنی چه ، در بدر بدنبال مخاطب می گردی و در پی تبليغ غرفه ات به همه جا سرک می کشی. همينکه پايت را کمی فراتر از ساحل کم عمق دريای وب نويسی می گذاری، آن وقت تازه می فهمی که تو تنها ذره ای از اين اقيانويس بی کرانی، بحری آکنده از انبوهی از ماهيان ريز و درشت و گاه کوسه هايی درنده خو و بشدت خطرناک. عمق آب وحشت زده ات می کند. تويی که هنوز شنا کردن در اين دريای پر موج را به کمال فرا نگرفتی، به ساحل عقب گرد می کنی. و لنگان لنگان طی مسير می کنی. . ادامه ....

اين سوال كه اول تخممرغ وجود داشته يا مرغ همواره مورد پرسش بوده و اكنون دانشمندان به آن پاسخ دادهاند. به گزارش CNN ، يك گروه از محققان شامل متخصصان علم ژنتيك ، فيلسوفها و پرورش دهندگان مرغ ادعا ميكنند در اين مورد تخممرغ از مرغ پيشي گرفته است. ادامه مطلب
مادر بزرگ پدري شكسپير هم ايراني بود!
چهل چراغ ـ احتمالاً در هنگام خواندن اين يادداشت مجبور ميشويد بارها و بارها دندانتان را از روي خشم به هم بفشاريد.

سرزميني بود که همه ي مردمش دزد بودند.شب ها هر کسي شاکليد و چراغ دستي دزدانش را بر مي داشت و مي رفت به دزدي خانه ي همسايه اش. در سپيده ي سحر باز مي گشت، به اين انتظار که خانه ي خودش هم غارت شده باشد. و چنين بود که رابطه ي همه با هم خوب بود و کسي هم از قاعده نافرماني نمي کرد. اين از آن مي دزديد و آن از ديگري و همين طور تا آخر و آخري هم از اولي. خريد و فروش در آن سرزمين کلاهبرداري بود، هم فروشنده و هم خريدار سر هم کلاه مي گذاشتند. دولت، سازمان جنايتکاراني بود که مردم را غارت مي کرد و مردم هم فکري نداشتند جز کلاه گذاشتن سر دولت. چنين بود که زندگي بي هيچ کم و کاستي جريان داشت و غني و فقيري وجود نداشت. ادامه مطلب
![]()
آب معمولي از يك اتم اكسيژن و دو اتم هيدروژن تشكيل شده است. در حالي كه آب سنگين، از يك اتم اكسيژن و دو اتم دوتريوم(D) تشكيل شده است . براي توليد آب سنگين بايد مولكولهاي آب حاوي هيدروژن سنگين (دوتريوم) را از مولكولهاي آب معمولي جدا كنند يا از داخل هيدروژن، اتمهاي هيدروژن سنگين يا دوتريوم را جدا و خالص كنند.

گاو ما ما مي كرد
گوسفند بع بع مي كرد
سگ واق واق مي كرد
و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي؟
شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند. ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و با پتروس چت مي كرد...پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد.... ادامه...
يک روز کسی برای ديدن دوستی به تيمارستان ميرود٫موقع خارج شدن از تیمارستان با رييس آنجا برخورد ميکند و می پرسد:
دکتر شما چگونه به اين نتيجه می رسيد که شخصی را بايد بستری کنيد يا نه؟
دکتر پاسخ ميدهد که:
ما يک وان را پر از آب ميکنيم و بعد يک قاشق٫يک فنجان و يک سطل در اختيار آن شخص ميگداريم و ميگوييم که آب وان را خالی کند.
مرد با اطمينان بخودش و عاقل بودنش ميگويد:.. ادامه..

متخصصان به تازگي زيرسيگاري جديدي ساخته اند كه مجهز به يك تراشه هوشمند است و به شما كمك مي كند تا سيگار كشيدن را ترك كنيد. ادامه مطلب در از همه رنگ
چراغهاي خيابانهاي بيروت هنوز به طور كامل خاموش نشدهاند، اما وبلاگ نويسان لبناني همچنان در مقابل صفحهي رايانههايشان نشستهاند و مينويسند.
به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اگرچه حملات هوايي رژيم صهيونيستي بيشتر زيرساختهاي بيروت را نابود كرده و موجب قطع گستردهي برق در اين شهر شده است، اما مردم بيروت همچنان اينترنت، تنها منبع اطلاعاتيشان را سنگر مناسبي براي ابراز عقايد و نظراتشان ميدانند.
خبرگزاري فرانسه در گزارشي در اين خصوص، در ادامهي آورده است: مردم بيروت همچنان زير آماج حملات هستند و راه گريزي نيز ندارند، اما وبلاگهاي اين شهروندان به مقابله با بمبهاي اسراييل ميروند.
يكي از اين بلاگرها با نام "باب" در وبلاگ خود "AKA Beirutus " نوشته است : اسراييل مقصر اين همه وحشيگري غيرقابل توجيه است؛ ديوانگي اسراييل كاملا وقيحانه است، مردم را ميكشند، خودروهاي در حال فرار را هدف قرار ميدهند. او در وبلاگ خود از مردم جهان ميخواهد تا شهروندان لبناني را نجات دهند.
هارديگ، يك دانشجوي سوئدي دانشگاه بيروت، در سايت خود تحت عنوان "لبنان در محاصره" آورده است: هيچچيز نميتوان در خصوص شرايط موجود نوشت؛ با اين حال من لبنان را دوست دارم و هرگز فرار نخواهم كرد.
بمبها يكي پس از ديگري بر سر مردم بيروت فرود ميآيند، اما بلاگرها همچنان پاي اينترنت نشستهاند؛ وبلاگ برابر بمب .
يك قاضي فرانسوي به بيمارستان رواني فرستاده شد. چون پس از مست كردن خود را جاي دون كيشوت گرفته و با شمشير به جان مردم افتاده بود.
به نوشته «جامجم» به نقل از خبرگزاري فرانسه، پس از اين كه يك ميهمان قاضي «فيليپ بودنه»، به پليس خبر داد كه اين قاضي دادگاه استيناف پاريس حالتي غيرعادي دارد، دو مامور پليس به خانهاش اعزام شدند. او كه به كلي مست بود، با شمشير به ماموران پليس حمله و يكي از آنان را مجروح كرد اما پليس سرانجام با استفاده از نوعي سلاح غيركشنده او را به دام انداخت و به بيمارستان رواني فرستاد.
دو هفته پيش، همين قاضي در جريان يك ميهماني ميزبان خود را با شمشير تهديد كرده بود.
او پس از آن ماجرا تحت بازجويي قرار گرفت و به طور مشروط آزاد شد. يك مقام قضايي گفت، وي موقتا بركنار شده است.
سهيلا مسعودفر آرين، دختري كه در هشت سالگي از ايران به اتريش ميرود، ابتدا در آمريكا، فارغالتحصيل دانشگاه مامايي از دانشگاه USC ميشود و از خانواده پولدار كه همواره به خاطر زيبايي و ثروت، زبانزد اطرافيان و جامعه بودهاند، با يك اتفاق ساده، چنان متحول شد كه اكنون بيواسطه با خدا راز و نياز ميكند.
1- زمان خرید کفش رو در نظر داشته باشین. چون اندازه پاها در اوقات مختلف روز فرق میکنه. بزرگترین اندازه پا در زمان غروب دیده میشه. وقتی که بدن گرمه و کلی هم سرپا بودین. واسه همین اگه اول صبح برین کفشی بخرین که قشنگ اندازه پاتون بنظر بیاد ممکنه بعدازظهر احساس تنگی بکنین.
2- سعی کنید کفشی بخرین که رویه چرمی داشته باشه. چونکه اولا به پاهاتون اجازه تنفس میده و ثانیا اینکه شکل قالب پا رو به خودش میگیره. درصورتیکه مواد مصنوعی از چنین خصوصیتی برخوردار نیستن.
3- وقتی میرین یه کفش جدید بخرین امتحان کنین که آیا میتونین انگشتاتونو توش تکون بدین یا نه. اگه نتونستین، مطمئن باشین که بعدا با کفشتون مشکل خواهید داشت.
4- حتما هر دو لنگه کفش رو بپوشین و چند قدم توی فروشگاه راه برین تا مطمئن شین که به پاهاتون فشار نمیارن یا باعث سایش پاهاتون نمیشن.
5- دست کم 6 میلیمتر فضا باید جلوی بزرگترین انگشتتون وجود داشته باشه. اگه این انگشت به جلوی کفش چسبیده باشه میتونه باعث آسیب رسیدن به پوست، ناخن یا مفصلتون بشه.
6- کفش پاشنه بلند رو فقط توی مواقع خاص بپوشین چونکه باعث میشه کل وزن بدنتون روی انگشتاتون بیفته که همین باعث فشار به عضلات، مفاصل و بخصوص کمر میشه و مشکلاتی رو واسه این قسمتا بوجود میاره. بهتر اینه که کفشهایی با پاشنه های مختلف رو در روزهای مختلف بپوشین تا به انعطاف عضلاتتون کمک کنه.
7- بهتره که کفشای جدید رو تا چند روز فقط توی خونه بپوشین تا هم اینکه کم کم توی پاتون جا باز کنن و پاهاتون با کفش جدید رفیق بشن و هم اینکه اگه خواستین کفشا رو پس بدین، بهشون آسیبی وارد نشده باشه و فروشنده پسشون بگیره.

زن جوان همه چيز را برداشته است؛ پتو، غذا، ميوه و حتي توپ زردرنگ كودكش را نيز از ياد نبرده است. مرد اما عجله دارد، ميخواهد هرچه سريعتر برسد و به جبران تأخير يا شايد تنها و تنها به عشق ويراژ با اتومبيل، پا را بر پدال گاز ميفشارد. از مقابل اتومبيل وزير رد ميشود، ديري نميپايد كه صدايي مهيب، رشته سخن وزير و استاندار را پاره ميكند؛ همان وقت كه بند دل زن از صداي ضجه طفل از هم ميگسلد، آن همه شتاب نتيجهاش اين شد: سقوط داخل گودال و واژگوني خودرو و اي كاش ماجرا به همين جا پايان مييافت.
جملات بالا گزیده ای از نوشته های وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشكي است
جوانترین وزیر کابینه ی دولت احمدی نژاد...

سلام!
تابحال شاید خیلی از اوقات بعضی نوشته هایی رو دیده باشید که پشت سر هم ردیف شده باشند و با یک ترتیبی بیانگر شکلی باشند؟!
خیلی وقتتون رو نمیگیره
بد نیست یه سری به این سایت که در ادامه معرفی میکنم بزنید
برای نمونه شما میتونید تبدیل نوشته ای همون "۵ برعکس!" بالا یا قلب!! رو ببینید...
سه توضیح در مورد شعر این آهنگ:
-شیراک روز بعد از فینال در یک سخنرانی احساسات برانگیز حسابی از زیدان تقدیر به عمل آورد بدون اینکه اشارهای به این ضربه سر معروف بکند.
-آخر اینکه خود آهنگ که با لهجهایی خندهدار خوانده شده خیلی قشنگتر از شعر (و بدتر، ترجمهٔ آن) است. من جای شما بودم زبان فرانسه یادمیگرفتم فقط برای اینکه این آهنگ را بفهمم!
ايران خطرناكتر از آمريكاست.
دره پنجشير، تلنگري بود برايم و با خود گفتم که مسعود مظلوم و مسلمان ما چه از چهگواراي بزرگ کمتر داشت که دلاوريهايش همچون چهگوارا، بازتابي جهاني پيدا نکرد. البته او آنقدر مظلوم بود که شهادت دردناکش هم در غوغاي يازده سپتامبر گم شد. مدتها در انديشه بودم که آيا اگر مسعود ما، مسلمان نبود باز هم به همين گمنامي ميماند و چرا روشنفکران و نويسندگان ما که اينقدر در ستايش چه گوارا سخن رانده اند از شجاعت مسعود چندان سخن نمي گويند؟ اين دلمشغولي و سوالات بي جواب توجهم را به بزرگمرد مسلمان ديگرمان، يعني شهيد دکتر مصطفي چمران جلب کرد. دو سال در مورد اين سه قهرمان مطالعه کردم ولي هرچه بيشتر ميخواندم بيشتر به اين نکته تلخ واقف ميشدم که شايد اگر چمران و مسعود ما مسلمان نبودند دلاوريها و ايثارگريها يشان بسيار بيشتر از چه گوارا نمود جهاني پيدا ميکرد. |
| مقبره شهداي شهرك شهيد محلاتي در حالي به پايان مي رسد كه دست اندركاران آن با اين معما مواجه شده اند كه چگونه مي توان جرثقيل به اين بزرگي را از گنبد ساخته شده بيرون كشيد! |
سندی بر گرم شدن کره زمین
Proof of Global Warming

اگه دلتون برای مشهد و اما م رضا تنگ شده کلیپ زیبای امام رضا را ببینید
شبكه جهاني «بي.بي.سي» به جاي گفتوگو با ميهمان يكي از برنامه هاي زنده تلويزيوني، با فرد ديگري كه براي استخدام آمده بود مصاحبه كرد.

![]()
اين شعر نامزد شعر سال 2005 اثر يك پسر سياه پوست أفریقایی :
وقتي به دنيا آمدم سياه بودم When I born, I Black
وقتي بزرگتر شدم، بازهم سياه بودم When I grow up, I Black
ادامه این شعر زیبا را در ادامه مطلب بخوانید
This poem was nominated poem of 2005 for the best poem, written by an
African kid.........amazing thought!!!
When I born, I Black,
When I grow up, I Black,
When I go in Sun, I Black,
When I scared, I Black,
When I sick, I Black,
And when I die, I still black..
And you White fella,
When you born, you Pink,
When you grow up, you White,
When you go in Sun, you Red,
When you cold, you Blue,
When you scared, you Yellow,
When you sick, you Green,
And when you die, you Gray..
And you calling me Colored ??
Sunny Global
اين نامه توسط يکي از کارمندان شرکت نفت در مسجد سليمان خطاب به رئيس خود که امريکائي بوده است در دهه 60 ميلادي نوشته شده است و در آن گلايه مي کند که از زمان انتقال آقائي به نام احمدي چه مشکلاتي براي او پيش آمده است.
(جملات قرمز رنگ اصطلاحات فارسي هست که ايشان دقيقاً به انگليسي ترجمه کرده است
.)
This letter was written by an employee of the NIOC (National Iranian Oil Company) back in the I960?s to his American boss, Mr.Hamilton.