دوستانی دارم نرمتر از نفس باد صبا...

سالهای سبزی بود مکتب رفتنمان؛ دوستانِ سبزی داشتیم که حالا برایِ دیدنشان باید «دور دنیا در هشتاد روز» را از نو ورق زد. ...امروز کسی گفت بخشی از خاطراتِ آن روزها پرکشیدن آموخته؛ من یکی با اینکه چند باری بیشتر در انستیتو مصالحِ دانشگاه ندیده بودمشان امّا آنقدر صفا در بودنشان بود، که نگاهم از شنیدنِ رفتنش عجیب ابر نشین شد. استاد قالیبافان کسی نبود که بشود دیدهشان و فراموششان کرد. روز خداحافظیِ بچّهها خوب یادم هست، بعد از عکسِ یادگاری طنّازیکنان گفتند: «شما را باید از اعضا انستیتو برشمرد، یک دوره بتن هم بخوانید بد نیست!»

هومن، روح الله، مهدی، پوریا و امیر عزیز سفرکردنِ استادِ نازنینتان را از ژرفایِ بودنم تسلیت میگویم و میدانم که بهزودی وطن را درخواهید یافت و قدمگاهِ ایشان را گرم نگاه خواهید داشت که:

                                           «عشق با سوتِ هیچ پاسبانی نمیایستد.»

حافظ به روایت شیطان­الرجیم لعنت الله علیه

ψ
 
در ٤دیواری
.

غذای گران و باکلاس در دانشگاه اصفهان

غذای گران و باکلاس در دانشگاه اصفهان

با کدام سرمایه

رئیس دانشگاه اصفهان در جمع عده ای جوان که جنبه با کلاس شدن را ندارند و حتی در مقابل باکلاس شدن لات بازی در می آورند اظهار داشت:غذائی که شما در سلف دانشگاه دیدید از گران ترین و باکلاس ترین غذاهای برخی کشورهای دنیاست.(رندی افزود :کاش بجز غذامون بقیه چیزامونم هم شبیه اونا بود)

وی همچنین با بر شمردن امکانات بینظیر دانشگاه اصفهان برای این الواط اضافه کرد:ما برای شما چند دکتر روانشناس استخدام کرده‌ایم تا شما را کنترل روانی کنند چون شما از خانواده‌های خود دور هستید و ما موظف به حمایت از شما هستیم.

ادامه نوشته