دانشگاه شيكاگو و پروژه تحريف تاريخ ايران
... ضرورت سلطه ايجاب ميكرد يعني براي سلطه گران ، لازم بود كه ملت ما احساس حقارت بكند تا سلطه را بپذيرد ملتي كه خودش را با سلطه گر برابر بداند هرگز سلطه را نميپذيرد يعني اگر من هيچ تفاوتي براي خودم نسبت به شما قائل نباشم و اين تصور در فكر من باشد كه از آن حقوقي كه شما برخورداريد من هم بايد برخوردار باشم هرگز وارد واديهايي كه اين واديها حقوق نابرابري را رقم ميزند نخواهم شد يا چنين چيزي را نخواهم پذيرفت ...
... من فقط و فقط اين جمله دكتر زرين كوب را فكر ميكنم كفايت كند كه ايشان در كتاب ايران بعد از اسلام مينويسد كه كتاب من كتاب ابراهيم پورداود و ديگران از عناصري كه بيشتر متأثر بودند ميگويد اين تاريخ نگاري نبود بيشتر بخاطر ضديت با اعراب بود كه اين كتابها نوشته شد و حتي كتاب « دو قرن سكوت » را ايشان ياد ميكند و اين خصوصيت در آن ايام را ميگويد قطعا افرادي مانند آقاي زرين كوب كه اين شجاعت را داشته باشند كه آثار خودشان را نقد كنند خيلي خيلي كم داريم و بيشتر در اين جهت گيري ماندند در حالي كه آقاي زرين كوب در اواخر عمرش نسبت به عملكرد خودش انتقاد دارد و اين انتقاد را به صراحت بيان ميكند . خوب آثار اين چنيني تأثيرات بسيار زيادي داشت كه اگر شما ملاحظه كنيد ميبينيد كه افرادي كه متأثر از اين نوع تاريخ نگاري شدند چگونه نوشتند و چگونه قضاوت كردند و چگونه به اسلام يك تعصب كور و يك تعصب شديدي را از خودشان نشان دادند از جمله من شما را حتما ارجاع ميدهم براي اينكه بتوانيد به يك قضاوت دقيق تر و عالمانهاي برسيد كتاب آقاي بزرگ علوي را ، آقاي بزرگ علوي در خاطراتش به طور مسبوط ميگويد كه چه آثاري نوشته شد و چه كساني اصرار بر نگارش اين كتاب داشتند و جهت گيريهاي آنها چه بود ، مثلا ايشان در مورد آقاي صادق هدايت ميگويد كه صادق هدايت مثلا اصرارش بر نوشتن كتاب ترجمهها ، ترجمههايي از آثار غربيها براي ايران چگونه بود خوب در مورد صادق هدايت ميگويد كه او هر موقع كه سخني در مورد اسلام پيش ميآمد به شدت ميلرزيد و شروع به فحاشي ميكرد نه اينكه سخني در مورد دفاع از اسلام ، مثلا آقاي نبي قطعا عنصري نيست كه از اسلام دفاع كند ايشان يك مصاحبهاي با بي بي سي كرده بود ، در آن مصاحبه سخن از اسلام به ميان آورده بود بعد كه به محل قرار ميآيد از آقاي صادق هدايت به شدت فحاشيهاي ركيكي را آقاي بزرگ علوي روايت ميكند جلو زنها در آن ميعادگاهي كه جايگاه روشن فكران و .... بوده فحاشيهاي ركيكي را ايشان به ميان ميآورد كه چرا تو اصلا سخني از اسلام به ميان آوردي و آثاري كه خود آقاي صادق هدايت نوشته ، خيلي روشن است و من وارد جزئيات آن نميشوم اما بع اين نكته دعوت ميكنم جهت تعمق ، كه چگونه توانستند يك ضديتي با اسلام ايجاد كنند و يك قرابتي با يهود ، در اين زمينه هم دعوت ميكنم عزيزان را كه كتاب آقاي معير ارزي حتما بخوانند معير ارزي خاطرات خودش را به عنوان يك صهيونيست جدي و فعال نوشته ، در كتاب خودش تأثيرات اين معنا را كه ما توانستيم احساس قرابت ايجاد كنيم در بين ايرانيها و يهوديها و از اين تاريخ نويسي بهره لازم برديم و هر كسي را كه در برابر يهوديها مقابله ميكرد اينگونه وارد ميشديم و اينگونه او را رام ميكردیم ...
... اما امروز وقتي شما دقت ميكنيد كه در همان تاريخ نگاري كه براي ما صورت گرفت چرا مقاومتها و تلاش زيادي صورت ميگيرد كه هيچ بازنگري در اين عرصه صورت نگيرد ...
... عمده اينها بر اساس محدود كردن تاريخ باستان ايران به 2500 سال بود يعني اينكه اين احساس در مردم ايجاد بشود كه رونق تمدن ايران به زماني بر ميگردد كه پيوند جدي بين يهوديت و اقوام ايراني در فلات ايران ايجاد شده است يعني اصلا مبدأ عظمت در ايران مربوط به اين دوران بود خوب اين ميتواند به عنوان يك نظريه مطرح شده و بر رويش كار بشود كه درست هست يا نه ...
... خوب براي اينكه بتوانند اين عظمت را مربوط به دوران هخامنشيان بكنند بايد تاريخ باستان ما را محدود ميكردند و آنچه را كه مربوط به قبل از هخامنشيان بود را به نوعي يا نابود ميكردند و يا تلاشي بر روي آن معطوف نميشد يعني ما امروز ، هر آنچه كه طي سالهاي گذشته داشتيم در ارتباط با باستان شناسي و كارهاي تحقيقاتي عمده در اين زمينه مربوط به دوران هخامنشي است ...
... ما حتي سازمان و تشكيلات ميراثمان معمولا هيچ گونه مأموريت و رسالتي غير پاسداري از دوران هخامنشيان براي خودش تعريف نكرده ، بعضي جاها هم شما به وضوح ميتوانيد ببينيد كه بي توجهي جدي به ساير ادوار تاريخي ما دارد بعضي معتقدند كه اگر بخواهيم تاريخ باستان خودمان را مطالعه بكنيم اين محدود كردن به دوران هخامنشيان به بعد ، جز يك كار هدفمند سياسي بيش نيست تاريخ ايران هم وسيعتر است و هم ارتباط با اين قضيه ما ميتوانيم بر اساس برخي از مستندات به جا مانده درك كنيم كه عظمت مردم ايران به لحاظ تمدني در اين دوران بيشتر بوده كه حتي هخامنشيان مجبور بودند كه از عيلامي استفاده كنند يعني قطعا اگر عيلاميها به لحاظ تمدني عقب تر بودند نبايد هخامنشيها مصرف كننده خط و طرز نگارش آنها باشند بنابراين ما بايد در دوران عيلامي به لحاظ تمدني وضعيت بهتري داشته باشيم بنابراين آنهايي كه در اين زمينه گام برداشتند قطعا يك كار هدفمند سياسي را دنبال ميكردند ...
... من ديدم كه خيانتهاي بزرگي در ارتباط با نابودي آثار به جا مانده از دوران عيلامي را داريم من يكي از آثاري كه آوردم كه دوستان مطالعه كنند كتاب تخت جمشيد است كه خذ اشميت به عنوان يكي از باستان شناسان دانشگاه شيكاگو تنظيم كرده است تصاويري كه در اين كتاب آمده ، مؤيد آثار عظيمي است كه متعلق به دوران عيلامي است و امروز در اطراف سايت تخت جمشيد اثري از آن نيست يعني بعد از كشف و خارج كردن اين الواحي كه امروز به دانشگاه شيكاگو رفته در سال 1314 كه تا حالا بازنگشته و من بعيد ميدانم كه با مسائلي كه امروز مطرح است به ايران بازگردد دلايلش را هم در بين عرايضم ميگويم ، بعد از اينكه اين الواح از ايران خارج شده البته بعضي از الواح از خزانه تخت جمشيد خارج شده و برخي از الواح متعلق به آن سايت ايراني است كه در اطراف تخت جمشيد وجود دارد بر اساس تصاويري كه از آقاي اشميت برداشته ، خوب الان وقتي كه شما نگاه ميكنيد ميبينيد كه در اطراف سايت تخت جمشيد هيچ اثري از سايت ايراني وجود ندارد كاملا بعد از خاك برداري و كشف شدن آن آثار اينها عامرانه نابود شدند من در اين زمينه با آقاي پرويز رجبي به عنوان يكي از عناصري كه در زمينه باستان شناسي كار ميكند بحث ميكردم راجع به اين مطلب ، البته ايشان در ابتدا پذيراي اين مطلب نبود كه تخريبي صورت گرفته ، بعد از اين مسأله و پذيرش اين مطلب توسط پژوهشگاه پارسه كه ايشان به عنوان يكي از داوران اين قضيه بوده كه آيا تخريبي بوده يا نه ، بعدا كه ايشان تماس گرفت و پذيرفت كه بله آثاري بوده خيلي راحت گفت كه آمريكاييها كار بسيار خوبي كردهاند ، لابد لازم بوده و ضرورت داشته و دليل ايشان هم اين بود كه وقتي پاي انسان قانقاريه بگيرد خوب پاي انسان را قطع ميكنند و تشخيصش هم با پزشك است ، آمريكاييها هم در اين زمينه تخصص داشتهاند و كار بسيار درستي كردهاند كه تخريب كردند ميخواهم بگويم كه دفاع از عملكرد دانشگاه شيكاگو در از بين بردن آثار باستاني ما ، امروز در جامعه ما يك حامي جدي دارد علت حمايت جدي اقشار يا شايد اقشار تعبير چندان درستي نباشد عدهاي كه در جامعه ما امروز دارند در زمينهي تاريخ كار ميكنند اين است كه اين جريان ماهيت كارش مشخص نشد ولي اگر ماهيت كاري كه در دوره رضاخان صورت گرفت مشخص نبود يك جهش فكري در جامعه ما ايجاد ميشود يعني اگر ما در آنچه را كه نسبت به خيانت يا فاجعهاي كه شما با دست كاري در تاريخ يك ملت ممكن است بوجود بيايد حالا عمق فاجعه را خودتان ميتوانيد حدس بزنيد اينكه تاريخ يك ملت دستكاري بشود در دشمن شناسي آن ملت هم شما ميتوانيد دستكاري كنيد يعني در واقع وقتي كه شما به تاريخ مراجعه ميكنيد ....
... براي اين است كه بتوانيد از تجربيات آنها استفاده كنيد براي شناختن دوستان و دشمنان خودتان ، يا حداقل عوامل تهديد كننده و عواملي كه شما ميتوانيد بر روي آنها براي پيشرفت خودتان حساب كنيد تاريخ را به اين دليل برايش ارزش قائليم چون ميتواند در برخورد ما با پديدههاي مشابه تقويت كند يعني ميتواند از ما عناصر بسازد مجردي در مواجهه با موضوعات سخت روزمره جامعهمان ، بنابراين اگر كساني دارند در تاريخ ما تصرف ميكنند با اين هدف تصرف ميكنند كه تشخيص ما را نسبت به مسايل اطرافمان دچار دستخوش تغيير كنند در دشمن شناسيمان قطعا دچار مشكل ميشويم كما اينكه اين كار صورت گرفت ...
... خيلي از كساني كه اينها در واقع اگر اين مسأله براي آنها بوجود نميآمد به راحتي جذب سازمانهاي يهودي در ايران نميشدند اگر شما يك عنصر ايراني را قبل از اينكه نگاهش عرض بشود را دعوت كنيد كه سوگند به بعضي از مقدسات يهود بخورد در برخي از سازمانهاي مخفي ، قطعا اين كار را نميكند منتها بعد از اينكه به او قبولانده ميشود كه تو با يهوديها خيلي رابطه ديرينه داري و در اين زمينه نبايد هيچ احساس در خدمت ديگران قرار گرفتن نميتواني داشته باشي ، بر اساس تاريخت تو اين راه را پيمودهاي بنابراين مزدور ديگران نميشوي در خدمت ديگران نيستي با كساني كه بايد دوست باشي دوست هستي مثل اين است كه شما امروز احساس كنيد كه بايد با يك جرياني در ملتهاي مسلمان همراه باشيد وقتي اين احساس در شما بوجود آمد اگر در جهت منافع آنها گام برداشتيد هيچ احساس منفياي در شما ايجاد نخواهد شد معقتدتان و باورهايتان اينطوري حكم ميكند كه بايد جهان اسلام را تقويت كنيد يعني كاري را انجام بدهيد كه جهان اسلام رو به جلو برود و از كار شما منتفع بشود . اين مسأله را قطعا دردوره رضا خان صورت دادند كه عدهاي به سهولت پذيرفتند كه درخدمت سازمانهايي يهودي بودن نه تنها مشكلي نيست مسألهاي نيست بلكه وظيفه ماست كه چنين كاري را بكنيم و اين تنها چيزي است كه ميتواند موجب شكوفايي ملت ما بشود چرا كه در تاريخ همين پيوند موجب شكوفايي شده ...
... آنچه را كه امروز ما بعد از بحث اخير در مورد الواح ايراني شاهديم يك مقداري بحث را براي ما جديتر ميكند يعني مقاومت بعضي از افراد و يا بخصوص كساني كه منادي تاريخ پژوهشي در كشور ما هستند تاريخ پژوهي با حزن بيشتر مد نظر من هست اينها مقاومت جدي در ارتباط با الواح ايراني كردند و اگر مقايسه كنيد نوع واكنششان را در مورد ساير مقولات ، مثلا الان در مورد سد سيوند دوستان ميبينند كه يك بحثهايي ميكنند كه خيلي جالب است ، ميگويند شما سد سيوند را به اين دليل ميگويند بايد تخريب كنيد كه نم سد ميزند به مقبره كوروش يعني مثلا بخارات آب ميزند بعد تأثيرات سوء خواهد داشت در درازمدت راجع به مقبره كوروش ما مثلا موجب خسارت خواهد شد بنابراين الان ميبينيم يك انگليسي گفته كه ما همه هزينه سدرا ميدهيم تا از اين سد بهرهبرداري نشود و آبگيري نشود اما آنچيزي كه براي من قابل تأمل است اين است كه الان چند روز است كه بعضي دانشجويان را ترغيب كردهاند براي شركت در تحصن تا جلو سد را بگيرند براي اينكه يك بناي تاريخي متعلق به هخامنشيان ميتواند در آينده خسارتهايي به آن وارد بشود اما وقتي كه به آنها ميگوييم كه تاريخ قبل از هخامنشيان اين كارها شده ميگويد خوب كاري كردند حتما ضروري بوده كه اين كار را بكنند من مي گفتم كه اگر ضروري بوده يك گزارشي يك توجيهي براي اين كار ، مثلا دانشگاه شيكاگو نوشته كه ضروري بوده كه ما آثار ايراني را نابود كنيم لااقل ميدانيد كه در باستان شناسي بايد يك گزارشي در مورد عملكرد ارائه بدهند حتي در مورد كاوشگريها حركت خودشان را مكتوب ميكنند و عرضه ميدارند اگر واقعا لازم بوده كه اين آثار از بين برود چيزي را دانشگاه شيكاگو به ملت ايران عرضه كرده كه دانشگاه شيكاگو توجيه كند كار خودش را و تخريب را در اين زمينه ، در اين سرزمينها اصلا هيچ جرياني جامعه را به اين سو نميبرد كه اگر ما اين تخريب را از سوي دانشگاه شيكاگو و اين دست اندازي را در مورد تاريخ خودمان شاهديم چرا بايد اجباري باشد كه دانشگاه شيكاگو دوباره در ايران فعال بشود يعني اگر يك تيمي ، يا يك مركزي يا يك جرياني را در طول تاريخ ما بر هم زده و امروز هم حاضر نيست كه براي اينكه برخي از تاريخ ما روشن بشود هفتاد و يك سال الواح را در اختيار گرفته و بعد هم در يك مسيري قرار گرفته كه چيزي از الواح برنگردد تا مورد مطالعه ما قرار بگيرد الا اينكه تعداد اندكي از همان تيم دانشگاه شيكاگو توانستند دسترسي داشته باشند و مطالعاتي بكنند شايد در اين زمينه گفته بشود كه ما آثار باستاني زيادي در كشور داريم كه مطالعه نكرديم در موردش و تحقيقاتي نكردهايم حالا در زمينه حالا يك تعداد لوح اصرار ميكنيم خوب كلي ما الان آثار باستاني داريم كه مي توانيم مطالعه كنيم و به يك دستاوردهايي برسيم بعد كه از آنها استفاده كرديم بعد فرصت خواهد بود كه در مورد آثاري كه در اختيار بنگاههاي شخصي مثل دانشگاه شيكاگو قرار دارد در آن زمينه هم مطالعه كنيم ...
... بينيد تفاوت جدي در مورد اين قضيه وجود دارد كه دوستان بايد به آن عنايت كنند عرض كردم بازخواني تاريخي كه براي ما نوشته شده يك ضرورت است ما منابعي كه در مورد بازخواني تاريخ نگاشته شده داشته باشيم بسيار بسيار اندك است يعني اينگونه نيست كه ما در مورد تاريخ باستانمان منابع فراواني را در اختيار داشته باشيم بعد مسئله دوم در اين زمينه اين است كه بين آثاري كه ما الان در اختيار داريم و آثاري كه از دسترس ما دور نگاشته شده تفاوتي وجود دارد و تفاوتش اين است كه ما با مطالعه الواحي كه در اطراف تخت جمشيد پيدا نشده ميتوانيم نكات تاريك تاريخ خودمان را دريابيم در حالي كه بعضي از آثاري كه در دسترسمان قرار دارد خيلي اين نقش را ايفا نميكند يعني الواحي كه در ارتباط با سايت ايراني اطراف تخت جمشيد هست شايد بتواند ما را نسبت به گذشتهاي كه براي ما امروز مقداري تاريك است و خيلي روشن نيست يك مقداري مطالبي داشته باشد و كساني كه تمام تلاششان به تخريب اين آثار بوده ، تمايل چنداني در اينكه ما دسترسي چنداني به اين داشته باشيم ندارند بنابراين آنچه را كه ما امروز بايد به عنوان دانشجو ، به عنوان محقق براي ما قابل تحمل باشد اين است كه چرا جرياناتي در داخل كشور تلاش ميكنند جريان تاريخ نگاري آن دوران را تقويت كنند ...
... ي در 18 مرداد 1383 در مورد كشف راز قاليچههاي پرنده ، اين روزنامه همشهري به نقل از فصلنامه ادبي – فرهنگي خورجين ، كه يك فصلنامه استراليايي است كه مطلبي را نوشته كه خوب شما علي القاعده اگر براي شما بخوانم لبخند بر لبانتان مينشيند اما در واقع اين چيزهايي است كه امروز هم دارد دنبال ميشود تا ضديت با اسلام ، همچنان در اذهان نسلهاي بعدي ما تجديد بشود و همان سياست دارد دنبال ميشود يعني فكر نكنيد كه مثلا اين سياستي كه من اشاره كردم تمام شد و مربوط به دوران رضاخان بود! ...
... م نوشته فصلنامه ادبي –فرهنگي خورجين در شماره اخير مطلبي را درباره راز قاليچههاي پرنده كشف كرده است كه نويسنده از خلال مطالبي كه در قلعه الموت ايران كشف شده ، روشن ميشود طبعا درك اين مطلب به معناي تمام ملاحظات آن نيست بلكه صرفا اصلاع در اين زمينه ، يكي از نمادهاي اكاتيبي شرق است اكنون شواهد وقايعي از آنچه يك افسانه ديرينه محسوب ميشود توسط يك محقق فرانسوي به نام هانري باك در ايران بدست آمده است باك طومارهايي را بدست آورده توضيح ميدهد ...
... هم آن چيزي كه مهم است ميگويد كه اين بدليل وجود چشمهاي در يك جايي از ايران كه اين قاليچهها آلوده ميشده به آب اين چشمه و موادي كه ميزدند اين قاليچه ميتوانسته مغناطيس زمين را خنثي كند و جاذبه زمين را خنثي كند بعد ميگويد كه چطور اين قاليچهها و اين صنعت در ايران نابود شد صراحتا ميگويد اسلام آمد ميخواست شترها و اسبهايش را بفروشد ، و بعد با وجود چنين صنعتي در ايران ، اين شترها و اسبهاي مسلمان ها به فروش نميرسيد آنها همه صنعت گران را از دم تيغ گذراندند ...
... شما الان كتاب تاريخ دبيرستان را هم مطالعه كنيد همين القا را در شما ايجاد ميكند من به مناسبتي كه آموزش و پرورش كتابهاي دبيرستانيش را فرستاده بود به دفتر مطالعات ما ، تا يك مقداري نظر بدهيم وقتي كه يك مقداري دقيقتر مطالعه ميكرديم اين بو كه تصاوير دست آوردهاي بشري را در دورهي هخامنشيان و عصر خاقانيان بسيار بسيار با شكوه و با عظمت نشان ميدهد خيلي مثلا دربار و ساختمانهاي با شكوه كه جوان را خيلي جذب ميكند آثار و ظروف طلايي كه از آن زمان بدست آمده ، بعد ميگفت ورود اسلام به ايران ، ببينيد ورود اسلام به ايران چطوري آغاز ميشد يك صحراي لم يزرعي را نشان ميداد دو تا شتر سوار بعد تيتر آن ورود اسلام به ايران بود خوب يكدفعه شما يك جواني را از آن عظمت كه تصاوير منعكس ميكند دربار هخامنشيان و خاقانيان و حتي دربار تخت جمشيد كه بر اساس مستندات نيمه تمام رها شده را امروز براي آن پرده ميزنند جزئيات اين كاخ را با كارهاي كامپيوتري نشان ميدهند با اين انگيزه كه عظمت در اوج خودش قرار داشته در آن موقع ، بعد شما در كتاب ميآوريد كه بعد با ورود اسلام به ايران همه چيز كوير است ...
... الان هم اين معنا در كتابها هنوز هست بنابراني اگر شما ميبينيد كه در مورد بحث بازگشت تيم دانشگاه شيكاگو به ايران ، نه تنها مقاومت جدياي رخ نميدهد بلكه دفاع ميكنند عدهاي كه دانشگاه شيكاگو هر آنچه كرده درست عمل كرده و بايد حتي اگر تاريخ گذشته را مطالعه نكردند ، در حاليكه اگر كسي خواسته باشد بر اساس فقط و فقط الواح ، قضاوت كند در مورد دانشگاه شيكاگو ، ميگويد كسي كه اين الواح را برده ، قطعا سابقهي درستي ندارد كه ما اجازه بدهيم كاوشگري را ادامه بدهد در ايران ، يك جرياني كه ، يك مؤسسهاي كه چنين برخوردي با تاريخ ما داشته ، يا با آثار باستاني ما داشته علي القاعده خيلي مورد اعتماد نخواهد بود حتي اگر فقط ما بر اساس الواح عملكرد دانشگاه شيكاگو را مورد تأمل قرار بدهيم بايد امروز به برگرداندن دانشگاه شيكاگو و فعال كردن اين تيم ، حساس باشيم ...
... من فكر ميكنم كه اينها بالاتر از مفاسد خارج كردن چند قطعه باستاني است بلكه تقويت اين جريان كه امروز باز هم مطبوعات در سال 83 اين مسأله باز هم نوشته ميشود تقويت اين جريان بسيار بسيار مهم است . يعني به لحاظ فكري ما بتوانيم همچنان به جامعه القا بكنيم كه ما در گذشته و در تاريخ باستان عظمت داشتيم و اسلام ورودش به ايران همراه با از بين بردن اين عظمت بود . متأسفانه بسياري از آثاري كه اخيرا نوشته ميشود همين عظمت را ميخواهد نشان بدهد يعني ترسيم يك عظمت القايي به ما ، يعني به ما با آثار مختلف القا كردهاند كه بله در دوران هخامنشي اين عظمت وجود داشته ما هم به سهولت پذيرفتيم بدون اينكه خيلي در مورد اين قضيه مطالعه كنيم كه حالا كه گفتند مثلا فلان هنر در عهد هخامنشيان بوده يا نه ؟ خوب ما مطالعه كنيم من نميخواهم بگويم رد كنيم ، مطالعه نكرده ، تحقيق نكرده همه آنچه را كه امروز به عنوان كار مطالعاتي ، اما طبيعتا تجديد نظر و مطالعه جدي تر از جانب كساني كه دلسوز اين آب و خاك هستند اين يك ضرورت است بويژه اگر ما به اين رسيديم كه برخي عناد داشتند كه ما يك قسمتهايي از تاريخ خودمان را نبينيم در اينكه ما ترديد نداريم كه برخي از كساني كه در اين عرصه كار كردند اصرار داشتند كه ما تاريخ را آنطوري كه آنها ميخواهند ببينم! مثلا به عنوان مثال همان كساني كه در مورد اعراب اين دشمني و اين عداوت را در بين ما ايرانيها كاشتند تماما احساس كنيم كه نبايد به جهان عرب و جهان اسلام نبايد اعتماد كنيم و تنها جايي كه ميتوانيم اعتماد كنيم اسرائيل و يهوديها هستند همينها خيلي از مسائل تاريخي را از دسترس ما به دور داشتند! ...
... ما وقتي كه نگاه ميكنيم ، ميبينيم كه در تاريخ ما اتفاقاتي افتاده كه ما اصلا اطلاع نداريم من جمله بحثي كه امروز يهوديها به عنوان دكري ميگيرند دكري را اگر خيلي از ايرانيها بدانند يا لااقل عنايتي باشد در كنار اين همه دشمني در مورد اعراب كه مثلا اعراب آمدند چاپ خانهها را سوزاندند آمدند تمدن را از بين بردند همه دانشمندها را از بين بردند آنطوري كه همشهري ميگويد مثلا تمام صنعت گران قاليچه پرنده را از دم تيغ گذراندند همه اينها را داشته باشيم از اين طرف هم داشته باشيم كه آقا اتفاقاتي هم در ايران رخ داده كه يهوديها هم يك كارهايي در ايران كردند يهوديها هم يك كارهايي عليه اقوام ايراني صورت دادند به اين هم لااقل اطلاع داشته باشيم خوب است همين كار هم به موازات تبليغات ضد اسلامي ما نبايستي در بياوريم آن چه را كه انسان در تعارض با يهوديها اقوام ايراني داشتند من حالا در اين زمينه تورات را مبناي خوبي ميدانم تورات در اين زمينه در كتاب استر يك بحثي را مطرح ميكند كه به نظر من كتاب استر را بخوانيد در اين كتاب در عهد عتيق بحث قتل عام ايرانيها را به صورت مفصل ميگويد يعني در زمان خود خشايار شاه به تحريك استر و حالا عملكرد فرد حامي ، حامي و وزير خشايار شاه را ميكشند و بعد قتل عام گستردهاي را در شهرهاي ايران آغاز ميكنند تا جايي كه همه مخالفين يهوديها در ايران قتل عام بشوند اين لااقل در تورات آمده ، همين معنا را اشكالي ندارد كه اگر مثلا يك دايره المعارفي را عزيزي دارد مينويسد در ذيل لغت پوريل بياورد كه پوريل يعني چي ؟ آن چيزي كه تورات گفته نه آنچه كه ما مثلا به عنوان يك كسي كه با يهوديها مثلا ضديتي دارد نه همين چيزي كه تاريخ يهود است تاريخ يهود ميگويد اما شما ببينيد كه ما در دايره المعارف دائره المعارفهايمان بعد از انقلاب ، در هيچ كدامشان اصلا لغت پوريل نيامده كه من ايراني بفهمم كه پوريل يعني چي ؟ خوب اينها را كه ما نوشتيم ديگر ، يعني در دايره المعارف فلان كه من نميخواهم اسم عزيزان مسئولش را ببرم اما آن عزيزاني كه نوشتند چرا به نظر شما چيزي كه در تورات آمده مربوط به همين سرزمين است و بحث قتل عام گستردهي مردم اين فلات هست كه بعضي از مورخين معتقدند كه همين قتل عام موجب شد كه تخت جمشيد نيمه تمام ماند و اين قراين زيادي دارد چون واقعا خيلي از سرستونهاي تخت جمشيد تمام نشده ، خيلي از كنده كاري تمام نشده خيلي از آن اشكالي كه در ميآورند مثلا چند تا از آنها در آمده ، چند تا در نيامده مثلا تا حدي كنده كاري شده كامل نشده يعني قتل عامي كه در دوره خشايار شاه صورت گرفته لااقل اينها را ما بدانيم بعد در كنارش خيلي از مقالات اين چنيني هم داشته باشيم كه فراوان است عرض كردم اگر شما يك مقداري حساسيت از خودتان به خرج بدهيد ميتوانيد اين را ببينيد ، به هر حال عرض كردم كه هنوز آن تحول لازم در ارتباط با بازنگري تاريخ اصلا بوجود نيامده چرا در حوزهها ، در مراكز علمي دارد اين ضرورت مطرح ميشود ولي در كل جامعه مقاومتهاي جدي اي است كه جامعه همچنان درگير نشود و باورهاي گذشته را با خودش داشته باشد و با همان باورها ، من خودم ببخشيد برخي از كساني كه آن القاهاي ديني در آنها خيلي قوي نيست ، همان بحثها را تكرار ميكنند كه اسلام براي ما جز بدبختي و نابودي چيزي به ارمغان نياورده يعني شما از اين محافل خودتان خارج بشويد وارد كساني كه خيلي تعهد قوي ديني ندارند به سهولت ميتوانيد تأثيرات اين آثار را در آنها بيابيد ...
(با تشکر از محسن برای خلاصه کردن متن سخنرانی عباس سليمي نمين از خبرگزاری فارس )