کبوتر بی نوا/ آبی کوچک آرامش از کویت
توي بزرگراه كبوتره ميخوره به پهلوي ماشينِ جلويي كه سرعتش حدوداً ۱۲۰ كيلومتره و يك مشت پَر پخش ميشه روي شيشهء جلوي ماشينم و كف بزرگراه , بي اختيار جيغ كوتاهي ميكشم . از ماشيني كه زده به كبوتره ( البته كبوتر زد به اون !) سبقت ميگيرم و برميگردم تو صورت راننده نگاه ميكنم , انتظار دارم ناراحت ببينمش يا در حالتي كه به آينهء عقبش چشم دوخته باشه . اما چهره اش هيچي نشون نميده , شايد حتي متوجه نشده كه كبوتري باهاش تصادف كرد و پخش فضاي پشت سرش شد. شايد همه اش تقصير كبوتريه كه ۱ متري زمين پرواز ميكنه. ادامه...
+ نوشته شده در دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۵ ساعت ۶:۱۳ ب.ظ توسط Irwa \ ایروا / مدیر اول
|