راستش تو پستای قبل دیگه زیادی از غم و غصه و بی وفایی نوشتم دیگه خودم داشتم کم کم دپرس میشدم.....

امروز میخوام یه شاهکار دیگه ی هندی ها رو براتون بگم....

راستش ما اینجا از بس که درس و کارو زندگی داریم(همه کاری داریم جز اینایی که گفتم!!)دیگه نمیرسیم آشپزی کنیم، به همین دلیل دست به دامن یه رستوران شدیم و هر روز زحمت شکم سیر کردن رو به اون میدیم.....

خوب حالا اصل مطلبداری میترکی از فضولی ببینی چی بوده!!!عجله نکن الآن میگم....

ادامه مطلب...