« در بدو ورود به فرودگاه با فضايی كاملا مغاير با ذهنيات و تصوراتی كه از پيش داشتم، روبه‌رو شدم. خانمی كه مسئول كنترل گذرنامه‌ها بود، مرا به خاطر پوششی كه داشتم تحسين نمود. جمع خانم‌هايی كه اهل هندوستان، پاكستان و آفريقا بودند، توجه مرا به خود جلب نمودند؛ مانتوی آنها كوتاه‌تراز مانتوی من بود و روسری‌های نازك‌ و كوچكی‌ بر سر داشتند. گروهی از ايرانيان برای استقبال از مسافران خود به فرودگاه آمده بودند و با ديدن مسافر خود، زن و مرد يكديگر را می‌بوسيدند و دست يكديگر را می‌فشردند. برای من تعجب آور بود؛ شنيده بودم در ايران حتی محارم هم نمی توانند اين كار را انجام دهند و از خود می پرسيدم : پس كجاست پليس مبارزه با مفاسد اجتماعی!»

اينها بخشی از خاطرات چاپ شده «نادزدا كوركوا»، روزنامه نگار روسی است كه به همراه دخترش به ايران آمده بود، او پس از مراجعت به مسكو، در روزنامه‌ معروف و پرطرفدار مسكو به نام «گازتا» اين خاطرات را به چاپ رسانده است.

او در مقاله خود آورده: «وقتی كتاب راهنمای ايران را كه به زبان انگليسی نوشته شده بود، خريداری كردم با مطالب و اخبار جديدی مواجه شدم كه تعجب مرا برانگيخت. در آن نوشته شده بود كه ايرانيان كسی را به مهمانی دعوت نمی‌كنند و در منازل آنها تنها فرش است و مبلی وجود ندارد و به تلفن همراه و رايانه كه از نشانه های مدنيت است، دسترسی ندارند؛ ايرانی‌ها سينما ندارند و گوش دادن به موزيك‌های اروپايی در ايران ممنوع است، در همان كتاب نوشته شده بود كه هر نوع پيشنهاد و دعوت كه از ناحيه مردم می‌شود، با سه بار جواب منفی، رد نماييد. »

او ادامه می‌دهد:«همان وقت كه من كتاب را تمام كردم و بستم به مهمانی دعوت شدم. وقتی سه بار دعوت او را رد كردم، ازچهره‌ی آن شخص فهميدم كه من در كارم زياده روی كرده‌ام؛ همه اهل خانه‌ی آن استاد كه با درآمد متوسط زندگی می‌كردند، صاحب تلفن همراه و رايانه بودند و تنها فرزندان او كه به مدرسه می‌رفتند، دارای تلفن همراه نبودند.

وقتی من علت نپذيرفتن دعوت او را گفتم، صاحب خانه در حالی كه اشك در چشمانش جمع شده بود می‌خنديد و می‌گفت:« اين صحبت‌ها قديمی و نوعی شوخی است و رسم و روش زندگی جديد، اين گونه نيست.»

وقتی آنها در مورد مبل شنيدند من را در كل خانه‌ گرداندند و حتی می‌خواستند مرا به خانه همسايه ببرند.

 نادزدا كوركوا:
وقتی كتاب راهنمای ايران را كه به زبان انگليسی نوشته شده بود خريداری كردم با مطالب و اخبار جديدی مواجه شدم كه تعجب مرا برانگيخت؛ در آن نوشته شده بود كه ايرانيان كسی را به مهمانی دعوت نمی‌كنند و در منازل آنها تنها فرش است و مبلی وجود ندارد و به تلفن همراه و رايانه كه از نشانه دموكراسی است، دسترسی ندارند، ايرانی‌ها سينما ندارند و گوش دادن به موزيك‌های اروپايی در ايران ممنوع است، در همان كتاب نوشته شده بود كه هر نوع پيشنهاد و دعوت كه از ناحيه مردم می‌شود با سه بار جواب رد نماييد

من در ادامه از سينما پرسيدم و گفتم: «خوب شما كه سينما نداريد!»

با احترام به من فهماندند كه من مطلع نيستم و گفتند: «ببين! اين ساختمان بزرگ سينماست و تابلويی بر روی آن نصب است و ما هم آنجا می‌رويم.»

پرسيدم:« شما اقامت داريد؟ مدتی وقت برد كه آنها را متوجه سازم، اقامت يعنی چه! معلوم شد كه اقامت وجود ندارد و برای رفتن از شهری به شهر ديگر نياز نيست كه به اداره پليس برای تغيير شماره پلاك ماشين مراجعه كنی.»

می‌پرسم:«چرا شما خانمتان را به چادر گذاشتن مجبور می‌كنيد؟»

او در جواب می‌گويد: « اگر من يك كلمه با خانم مخالفت كنم، او مرا طلاق می‌دهد.»

خود زن با خوشحالی اين سخن را ادامه می‌دهد و می‌گويد: «برای شوهر يك چيز لازم است، آن هم محبت است.»

«نادزدا» در ادامه‌ی مقاله خود می‌نويسد:«هر سؤالی كه می‌كردم، جوابش را سريعاً دريافت می‌كردم، بالاخره گفتم:«آخرين حرف را در منزل شما چه كسی می‌زند.»

زن گفت:« بله، آخرين حرف را در دين اسلام، شوهر می‌زند و آن هم حرف «چشم» است.»

ديدار«نادزدا كوركوا»با حضرت‌آيت الله موسوی لاری

«نادزدا كوركوا» در ادامه ملاقات‌های خود در ايران، به ديدار حضرت «آيت الله موسوی لاری» می‌رود.

او درباره «آيت الله موسوی لاری» در مقاله خود می‌آورد: «آيت الله سيد مجتبی موسوی لاری، يكی از بزرگترين انديشمندان اسلام است. ده كتاب را به تأليف رسانده كه يكی از تأليفات ايشان فرهنگ غرب از ديدگاه اسلام است. كتاب‌های ايشان به 25 زبان زنده دنيا ترجمه شده است. ايشان مدير مؤسسه نشر كتاب‌های اسلامی در جهان است. اين مؤسسه كتابها را به صورت رايگان به دنيا ارسال می‌كند.»

او درباره تأثيرات سياسی روحانيون در ايران می‌نويسد:«تأثيرات سياسی آيت الله‌ها به مراتب بيشتر از افراد و وزا می‌باشد. قبل از انقلاب همين‌طور بود و بعد از انقلاب نيز چنين است. تنها تفاوت در اين است كه قبل از انقلاب روحانيون ضددولت بودند، اما بعد از انقلاب به كار دولت نظارت می‌كنند. شاه پهلوی می‌خواست به روحانيون فشار آورد و حجاب خانم‌ها را ممنوع كند و اسلام را تغيير دهد، به همين خاطر انقلاب اسلامی در ايران به وجود آمد.»

او در ديدار از مؤسسه آيت الله لاری می‌نويسد:« طبقه پايين مؤسسه، مختص به انبار كتاب بود كه به 25 زبان ترجمه شده بودند، طبقه دوم، آرشيو نامه‌هايی بود كه مربوط به سی‌سال فعاليت مؤسسه می‌شد. برای هر كشوری آرشيو مخصوص و جداگانه‌ای تهيه شده بود. از كشور روسيه نيز نامه‌هايی در اين آرشيو ديده می‌شد. همه نامه‌هائی را كه در آن آرشيو جمع كرده بودند، باز كردم و خواندم؛ بعضی نامه‌ها حاوی تشكر و قدردانی بود، بعضی‌ها درخواست كتاب داشتند و بعضی‌ها نيز مربوط به سؤالات بود كه در بين آنها نامه‌هائی از افراد مسيحی ديده می‌شد.»

آقای «موسوی لاری» در مورد فعاليت‌های مؤسسه خود به خبرنگار روسی می‌گويد: «ما برای كسانی كه درخواست كتاب می‌كنند، كتاب ارسال می‌كنيم. ما از هيچ اداره‌ای كمك مالی نمی‌گيريم و نمی‌پذيريم، ما با كمك افراد خير فعاليت می‌كنيم؛ در ميان كتاب‌هايی كه ارسال می‌كنيم ترجمه قرآن تقريباً 20 درصد است. ما به صد و بيست كشور كتاب ارسال می‌كنيم و با دو هزار مراكز علمی و دانشگاهی ارتباط داريم. بيشتر درخواست‌ها از كشورهای آفريقايی و بعد آمريكا، آسيا و اروپا می‌باشد.»

«نادزدا كوركوا» از مشكل بودن ملاقات، برای خبرنگاران خارجی با رييس جمهور می‌پرسد:

«آيت الله لاری»در پاسخ به سؤال او می‌گويد:« رييس جمهور مشغله زيادی دارد، ايشان با مردمی كه مشكلات زيادی دارند، ملاقات دارد و تنها چهار ساعت، برای خواب و استراحت فرصت دارند. همه می‌توانندحتی برای رفع مشكلات كوچك به رييس جمهور مراجعه كنند.»

اين خبرنگار روسی درباره برخورد خوب«آيت الله موسوی لاری» می‌گويد:« ايشان به من گفتند، شما می‌توانيد هر كتابی كه می‌خواهيد انتخاب كنيد، آيت الله بلند شدند و به سرعت از پله‌ها بالا رفتند و در حالی كه در دستشان چيزی بود، برگشتند و فرمودند، اين هديه جهت يادگاری از ايران و قم برای شماست.»

پرسيدم:« آيا می‌توانم كادو را باز كنم؟»

كسانی كه همراه بودند، اشاره كردند، بله. داخل كاغذ كادو صندوقچه معروف اصفهان بود كه مثل همان در كاخ شاه برای بازديد و در بازار برای فروش موجود بود.»

«نادزدا» از «آيت الله موسوی لاری» می‌خواهد، كتابی با امضاء خودشان به او هديه دهد.

او در مقاله خود در اين باره می‌نويسد:«آيت الله با فروتنی كتاب‌ها را امضا كرد. از جمله آن كتاب‌ها، كتاب اشعار امام خمينی بود كه بعد از رحلت او عروسش به چاپ رسانده است. اين كتاب به روسی ترجمه شده است.»

«نادزدا»درباره كتاب ديوان امام كه از«آيت الله موسوی لاری» هديه گرفته بود، می‌نويسد: «اين كتاب، كتاب خيلی مفيدی برای كسانی است كه به زبان روسی آشنا هستند و معتقدند كه عمر خيام به شراب خوری و خوش گذرانی، دعوت می‌كند. فكر نمی‌كنم كسی اين احتمال را بدهد كه «امام خمينی» به خوش گذرانی مشغول بوده است و به اين نوع زندگی تبليغ می‌كرد، در حالی كه همه اشعار ايشان در مورد عشق و شراب است، نوشته‌های صوفی يك نوع رمز و سری است. بهشت و تفكر و هدف زندگی به نوع خاصی بيان می‌شود.»

«نادزدا كوركوا» در ادامه مصاحبه خود با «آيت الله موسوی لاری» از تهديداتی كه عليه ايران می‌شود می‌پرسد و می‌گويد: « چرا دولت مردان شما در بيان واقعيت‌های موجود در دنيا اقداماتی نمی‌كنند؟»

او در مقاله خود پاسخ«آيت الله موسوی لاری» را اين‌گونه بيان می‌كند كه ما در حد توان خود در اين جهت تلاش می‌كنيم؛ ولكن امكانات و ابزار رسانه‌ای كه دراختيار ماست به مراتب كمتر از آمريكا و اسراييل است.

شما (خانم نادزدا) در اين مورد چه فكر می‌كنيد؟ آيا جنگ عليه ايران حتما به وقوع می‌پيوندد؟

«نادزدا» می‌گويد:«فكر می‌كنم، جنگ با خود هيچ فائده‌ای ندارد. رؤسای كشورها، نسبت به عاقبت كار خود فكر نمی‌كنند. ايران مثل افغانستان و عراق نيست، احتمال جنگ يك درصد است»

خبرنگار گازتا ـ درباره زندگی روزمره ايرانيان عادی و مترقی

«ايرانيان روس‌ها را دوست دارند، محبت خاصی به آنان دارند. در اصفهان كه پايتخت قديمی ايران است، مردم اوقات خود را در فصل گرم، زير سايه درختان می‌گذرانند وقتی كه صدای گفت و گو به زبان روسی به گوش آنها می‌رسد؛ با دقت به آدم نگاه می‌كنند و خيلی مؤدبانه، جويا می‌شوند كه آيا اشتباه نكرده است. بعد از آن‌كه معلوم شد كه اشتباه نكرده، شوق زده به دوستان خود بازگو می‌كند و سپس تو را به خانه خود برای مهمانی دعوت می‌كند.»

از سوالات حتمی ايرانيان اين است كه:

آيا شوروی سابق بهتر بود و يا الان؟

آيا نيروگاه هسته‌ای را روسيه تكميل می‌كند و يا فريب می‌دهد؟

آيا پوتين را با اين‌كه جوان و پر انرژی است دوست داريد؟

بيشتر سؤالات از ناحيه كاركنان دولت و فروشندگان در بازار و داشجويان و خبرنگاران مطرح می‌شد.» ایکنا