مقاله «دانشمند ايراني و تأليفات عربي» را براي يکي از روزنامه‌هاي انگليس که «ابن‌سينا» را عرب ناميده بود، فرستادم لکن به دليل شهرت سايت «بازتاب» در بين هموطنان خارج از کشور، کپي آن را خدمتتان ارسال مي‌کنم و از زحمات شما عزيزان در اطلاع‌رساني صحيح، تشکر مي‌کنم.
با احترام
دکتر فهيمه مخبر دزفولي ـ لندن

تمدن اسلامي كه در قرون سوم و چهارم هجري - نهم و دهم ميلادي ـ به اوج شكوه و اقتدارش در جهان رسيد، حاصل تلاش دسته‌جمعي مللي بود كه هرچند كشورهايشان به تصرف نظامي اعراب درآمده بود، ولي با پذيرش اسلام و مدد گرفتن از نيروي عظيم معنوي آن، توانستند قله‌هاي علم و فضيلت را فتح كنند. بدون شك محصول تمدن اسلامي در زمينه پيشرفت علوم به جامعه بشري اهدا شد و پايه‌گذاري بسياري از علوم امروز در اين دوره بوده است.

ايران كشوري بزرگ و متمدن بود كه در سال 17 هجري – 639 ميلادي – مورد هجوم اعراب مسلمان قرار گرفت و قسمت‌هاي مرزي آن به سرعت به تصرف درآمد. طي دو دهه بعد، تقريباُ بيشتر مناطق غربي، مركزي و حتي بخش‌هايي از شمال ايران به سلطه نظامي اعراب درآمد و امپراتوري ساسانيان منقرض شد.

دوران حكومت بني‌اميه، از سخت‌ترين دوره‌هاي تاريخي ايران بود، به همين دليل عباسيان با تكيه بر ايرانيان توانستند در قرن دوم هجري – هشتم ميلادي – امويان را شكست داده و خلافت خود را بنيان گذارند. با توجه به نقشي كه ايرانيان در روي كار آمدن عباسيان داشتند، زمينه مساعدي براي ظهور و نمود فرهنگ ايراني به وجود آمد. رجال معروف ايراني كه بيشتر از دانشمندان و حاميان علم و ادب بودند، بر خلفاي عباسي نفوذ فراواني داشتند و خلفا بر اثر معاشرت با ايرانيان، به دنبال پيروي از رسوم و آداب و تشكيلات ساسانيان افتاده و توجه به علوم آغاز شد.

ايرانيان به دليل آشنايي با بحث‌هاي ديني و رواج اديان و مذاهب مختلف در دوره ساسانيان، وارد مباحث ديني در دوره اسلامي شدند و اين مبارزات مذهبي، خود يكي از مهمترين علل توجه مسلمانان به علوم شد؛ به طور مثال معتزله در بين فرق اسلامي، بيش از همه براي اثبات اصول عقائد خود از منطق و فلسفه استفاده مي‌كرد. از طرف ديگر پيروان ساير آيين‌ها چون مانويان، زرتشتيان، بودائيان و گرايشات مختلف مسيحيت نيز در اين بحث‌ها مشاركت جسته و اين مباحثات شديد هم از دلايل اقبال خلفا در نقل فلسفه و علوم نقلي شد.

در نهضت ترجمه كه در اواخر دوره ‌هارون‌الرشيد عباسي ( 193 ـ 170 هجري قمري / 826 ـ 803 ميلادي ) با تأسيس بيت الحكمه شروع و در روزگار پسرش، مأمون عباسي، به اوج خود رسيد، ايرانيان نقش مهمي به عهده داشتند؛ آنان قسمت بزرگي از آثار خود را، چه آنها كه اصلاً از يوناني و هندي به پهلوي نقل شده بود و چه آنها كه ايرانيان مستقيماً به پهلوي و سرياني نوشته بودند، به زبان عربي نقل كردند و از اين طريق سهم بزرگي در ترجمه و تدوين علوم داشتند.

خلافت عباسيان، حكومتي متمركز بود كه برجنبه معنوي «خليفه» به عنوان جانشين پيامبر تكيه داشت. هرچند در اين دوره، حكومت‌هاي نيمه مستقلي در ايران، مصر، شام و مغرب تشكيل شده بود، اما همگي ظاهراً در اطاعت خليفه مسلمين بودند و سالانه براي دستگاه خلافت عباسي خراج و ماليات و هداياي مي‌فرستادند. حتي حكومت‌هايي كه با استيلاي نظامي بر بعضي از مناطق اسلامي تشكيل شد ـ چون صفاريان ـ تا اجازه رسمي خلافت را به هر صورتي دريافت نمي‌كردند، فاقد مشروعيت بودند.

دربار پادشاهان اين حكومت‌ها، محلي براي رشد و تعالي علم و علما شد. افتخار و شكوه هر دربار به فزوني تعداد علما و دانشمنداني بود كه در وابستگي به آن حكومت روزگار مي‌گذراندند. هدايا، امتيازات و مهيا كردن امكانات رشد و شكوفايي علمي از جانب پادشاهان در اختيار علما قرار مي‌گرفت و آنان نيز در ازاي اين خدمات، با تأليف آثار گران و تقديم آنها به ولي نعمت خود در صدد جبران اين سخاوتمنديها بودند. اكثر آثار علمي و تاريخي به پادشاهان و وزرا تقديم شده است. حتي پادشاهان افتخار مي‌كردند كه وزراي خود را از بين اين دانشمندان انتخاب كنند؛ چنانكه ابن سينا وزير ديلميان و بيهقي وزير غزنويان و بسياري ديگر از دانشمندان و ادباي بزرگ در وزارت پادشاهان ساماني، سلجوقي و بويهي كوشيدند.

همانطور كه گفته شد به رغم تنوع سياسي و فرهنگي در تمدن اسلامي، خلافت عباسيان در دوره اقتدار خود حكومتي يكپارچه بود و به همين دليل مسلمان بودن اشخاص بر هر امتيازي تفوق داشت و تمام ويژگي‌هاي ديگر مانند اينكه در چه منطقه‌اي به دنيا آمده و يا چه مذهبي دارند، تحت‌الشعاع مسلماني قرار گرفته بود. پس هر دانشمندي در تمدن اسلامي، قبل از هرچيز مسلمان بود سپس ايراني، سوري، مصري و... اين دانشمندان در جستجوي علم به سير و سفر مي‌پرداختند و در حوزه تمدن اسلامي كه از اسپانيا، مغرب و مصر تا سوريه، عراق، ايران، ماوراء النهر و بعدها تركيه گستردگي داشت، به تعليم و تعلم مشغول بودند. گستردگي قلمرو اسلامي و پاسداشت علما و فضلا كه در قرآن و حديث مورد تأكيد قرار گرفته بود، موجب تعالي و رشد علم در جهان اسلام شد. علماي مسلمان مرزهاي جغرافيايي و ملي را درنورديدند و به همين دليل ابوحنيفه، پيشواي ايراني اهل تسنن، در مصر و شام هواداران بيشتري داشت تا موطن خود و ابن‌عربي، عارف اسپانيايي الاصل مسلمان، ترجيح مي‌داد زواياي عرفان را در شرق عالم اسلام مورد جستجو قرار دهد و در شام مستقر شود، هم اينك نيز وي در مكاتب عرفاني شرق بيشتر شهره است تا در غرب.

با همه اينها تمدن اسلامي يك زبان غالب داشت و آن عربي بود و بديهي بود كه دانشمندان مسلمان براي ايجاد ارتباط و نشر تعاليم خود به زبان عربي بنويسند و اين مسئله مليت آنها را منتفي نخواهد كرد. دانشمندان بزرگي چون ابن‌سينا، رازي و ابوريحان بيروني هرچند آثار مشهور خود را به زبان عربي نوشته‌اند، اما ايراني هستند و هيچ شكي در ايراني بودن آنها نيست. چنانكه هم‌اكنون نيز بسياري از دانشمندان جهان براي گسترش دايره مخاطبان، آثار علمي خود را به زبان انگليسي مي‌نويسند و يا بلافاصله به زبان انگليسي ترجمه مي‌كنند؛ پروفسور حسين نصر، دانشمند معاصر ايراني، از اين جمله است. دكتر نصر محقق و انديشمند ايراني است كه بيشتر آثارش را به زبان انگليسي نوشته و منتشر كرده است اما بدون شك او ايراني است و به ايراني بودنش افتخار مي‌كند؛ پس آشكار است كه دانشمندان ايراني در قرون كهن كه صنعت ترجمه هم سرعت و رونق كنوني را نداشت، آثار خود را به زباني بنويسند كه اكثر جوامع اسلامي با آن آشنا بودند.

ابن‌سينا، فيلسوف و طبيب مشهور ايراني در جهان اسلام است كه خوشبختانه از سرگذشت او اطلاعات كافي و مستندي باقي مانده‌است. شرح احوال او به قلم خودش و شاگردش ابوعبيد جوزجاني به تفصيل در رساله‌اي نگارش يافته ‌است و متن آن در «عيون الانباء» از ابن‌ابي‌اصيبعه و خلاصه آن در «اخبار الحكما» قفطي ذكر شده‌است.

او در سن شانزده سالگي به اكثر علوم زمان خود آگاهي يافته و طبيبي حاذق بود كه در همين سن پادشاه بيمار ساماني را درمان كرد و به او تقرب يافت. به پاداش اين خدمت، كتابخانه بزرگ و غني سامانيان در اختيار او قرار گرفت و وي مجدانه به تحقيق و مطالعه پرداخت و در سن هجده سالگي از يادگيري تمام علوم فارغ شد. وي بعدها گفت كه در هجده سالگي از حيث حفظ مطالب از ايام بعد پيش‌تر اما بعدها پخته‌تر بود و الا در مقدار دانش وي بعد از آن تفاوتي حاصل نشد.

اين‌سينا با وجود عظمت جايگاه علمي، دستخوش حوادث سياسي بين حكومت‌ها شد و بعد از چند سال گريز و سرگرداني به دربار بويهيان در ري (بخشي از تهران امروز) پناه گرفت و در آنجا مقام وزارت يافت. وي بيشتر آثار خود را در اين دوره نوشته است. عاقبت وي در همدان ايران از دنيا رفت و در همانجا مدفون شد و سال‌هاست يكي از دانشكده‌هاي بزرگ پزشكي در ايران به نام وي، بوعلي‌سينا ناميده شده‌است.

آثار علمي ابن سينا به دلايلي كه ذكر آن رفت، بيشتر به زبان عربي است كه زبان تمدن اسلامي و زبان بين‌المللي اسلامي بوده ‌است. اما وي آثاري نيز به زبان مادري خود، فارسي، دارد كتاب «دانشنامه علايي» يا «حكمت علايي» از آثار ارزشمند اين دانشمند ايراني به زبان فارسي است. وي اين كتاب را به قصد تأليف منطق، طبيعيات، رياضيات و مابعد‌الطبيعه تصنيف كرد ولي جز به تحرير قسمت منطق و الهيات و طبيعيات توفيق نيافت و تأليف باقي كتاب (رياضيات) را بعد از او، شاگردش، ابوعبيد‌جوزجاني با ترجمه‌اي از رسالات مختلف شيخ تكميل كرد.

كتاب ديگر ابن‌سينا به زبان فارسي «رساله معراجيه» نام دارد كه شامل تأويل اصطلاحاتي مانند روح‌القدس، وحي و كلام‌الله، نبوت و شريعت و بحث درباره معراج رسول خداست. رسالات ديگري چون «رساله نبضيه»، ظفرنامه و رساله‌اي در حقيقت و كيفيت سلسله موجودات نيز به زبان فارسي از ابوعلي‌سينا باقي مانده است.

ابوعلي‌سينا، ابوريحان‌بيروني و محمد‌بن‌زكرياي ‌رازي دانشمندان بزرگ ايراني هستند كه در دامان تمدن اسلامي ظهور و بروز يافتند. آنان با جد و جهد بسيار و رنج فراوان در علوم مختلف به تحقيق پرداختند و ازاين طريق به جامعه بشري خدمت كردند. اين تلاش‌ها بي شك وامدار يكي از آموزه‌هاي اسلامي است كه بنا به حديثي از پيامبر (ص) دستور به كسب دانش از گهواره تا گور را به مسلمانان مي‌داد و مقام علما را از بالاترين مقامات در دنيا و آخرت مي‌دانست و ديگري مرهون ايران بزرگي است كه هزاران سال مهد تمدنهاي بزرگ بوده و همواره در پيشرفت علوم جايگاه بلندي در تاريخ بشري داشته است. اي كاش امروز نيز در جهان اسلام، اسلام مهمترين جلوه هر مسلماني باشد.