مهدی آذر یزدی
هنوز از پست قبلی دو روز نگذشته ولی ميخواهم در مورد مطالب جديدی که در مورد مهدی آذری يزدی فهميده ام بنويسم. از دوست عزيزم محمد که سر رشته اين مطالب را به دستم داد متشکرم.

يادمه يه زمانی نوشابه زمزم تبليغ ميکرد که ذائقه ايرانی نوشابه ايرانی. يعنی ميخواست بگه نوشابه ايرانی با ذائقه ايرانی بيشتر همخوانی داره. يا يادمه يک زمانی ميگفتند: ايرانی جنس ايرانی بخر. که البته هدفش حمايت از صنايع داخلی بود. وقتی علاقه نسل جوان را به داستانهای وارداتی مثل هری پاتر ميبينم با خودم ميگويم کاش يک نفر هم اين وسط فرياد ميزد: کودک ايرانی داستان ايرانی بخوان! ....فکر کنم يک نفر خيلی وقت پيش اين فرياد را به شکلی ديگر زده است. او کسی نيست جز مهدی آذری يزدی.
مهدي آذرخرمشاهي معروف به آذر يزدي درسال1300 در روستاي خرمشاه يزد، درخانواده ا ي تهيدسـت متولد شد.خانواده او به طايفه اي زرتشتي تعلق داشت كه اسلام را پذيرفته بودند. او به دليل مخالفت پدرش هيچگاه به مدرسه يا مکتبخانه نرفت و خواندن و نوشتن را در منزل ازپدر آموخت. گفته اند که بعدها وقتی در ۵۴ سالگی اولين کلاس درس را ديد به گريه افتاد. مهدی آذری يزدی بعدها با مطالعه شخصي به معلومات اش افزود. او در سال 1323 در تهران ساکن شد. درجواني به كارهايي چون جوراب بافي، بنايي، عكاسي، كارگري در چاپخانه و شاگردي در كتاب فروشي ها می پردازد. او ادعاي نويسندگي نداشته است. كارگر چاپخانه و صحافي بوده و مدتي به عنوان نمونه خوان در بنگاه هاي انتشاراتي كار مي كرده است. فكر نوشتن براي بچه ها زماني به ذهنش خطور می كند كه متوجه می شود بچه هاي ايرانی جز قصه های تکراری از ادبيات كهن و ملي خود به دليل واژه هاي سخت آن به دور افتاده اند. او به فكر ساده نويسي آن قصه ها می افتاد و دست به كار میشود.
او مي گويد: «اين كتاب ها را در سن ۳۵ سالگي نوشتم و اكنون ۴۰ سال از نوشتن آن مي گذرد. هر چند در آن موقع نمي دانستم در حال انجام چه كاري هستم.». از اين كتاب ها استقبال خوبي شد، به طوري كه تا امروز ۳۰ بار اين كتاب ها تجديد چاپ شده است و مهدی آذر يزدی به عنوان نويسنده پرتيراژترين کتابهای کودکان کشور مطرح است.

مهدي آذريزدي مردي تنهاست. اگر چه عمر خود را صرف نوشتن براي بچه ها كرده، ولي خودش هيچ گاه بچه اي نداشته است. او مي گويد: «من عاشق هم شده ام و در تنهايي هميشگي خود گريه كرده ام. اما در زمان جواني من، شرايط و محيط براي ازدواج فراهم نبود و خودم نيز بلد نبودم كه با كسي آشنا شوم. هنوز هم نمي توانم با مردم به راحتي حرف بزنم و از آنان فراري ام.»
گويا تنها عشق و يار وفادار مهدي آذريزدي كتاب هايش بوده اند. رفيق لحظه هاي تنهايي و بي پناهی اش: «تمام وقتم را كتاب مي خواندم و همان لذتي را كه مردم از انواع لذت هاي زندگي مي برند، من در كتاب خواندن احساس مي كنم، چون اگر انسان صدسال هم زندگي كند، هر روز به موارد جديدتري مي رسد و ياد مي گيرد. من براي خريد مواد غذايي چيزي را مي خرم كه پايين ترين قيمت را داشته باشد و مابقي پول را كتاب مي خرم، زيرا مي توانم برنج نيم دانه بخورم، ولي نمي توانم از خريد كتاب صرف نظر كنم.»
اين روزها مهدي آذريزدي در شرايط سختي به سر مي برد. او كه به زادگاهش يعني يزد رفته و زندگي ساده اي دارد مي گويد: «توقعي از مردم ندارم، ولي در حال حاضر به پرستار بسيار محتاجم. زندگي من مثل يك خيابان يك طرفه است كه راهي به گذشته ندارد و در حال حاضر به پايان راه رسيده است.» حالا پيرمرد فقط كتاب مي خواند و دنبال وقف كل كتاب هايش است و خرجش را بچه ها مي دهند، مي گويد: «خدا بچه ها را زياد كند، هر چند حالا بچه هاي فوتباليست را زياد مي كند، كاش كتابخوان ها را زياد كند.»
آيين نكوداشت مهدي آذر يزدي، بنيانگذار ادبيات كودك در ايران و نويسنده قصه هاي كودكان روز بيست و پنجم بهمن هشتاد با قرائت پيام رئيس جمهور وقت ايران، آقای خاتمی در محل تالار شهر يزد برگزار شده است. آقاي خاتمي در بخشي از پيام خود از مساعي «آذر يزدي» در جهت توسعه ادبيات كودكان و نوجوانان قدرداني و معرفي آثار ماندگار فرهنگ اسلامي و ايراني به نسل امروز را از جمله اقدامات شايسته در اين عصر ذكر كرده است. در همين مراسم آقای احمد مسجدجامعي آغاز ادبيات كودكان و نوجوانان ايران به شكل امروزی را از دهه ۳۰ با همت كساني همچون «جبار باغچه بان» ميداند و می افزايد که ادبيات کودکان در آن زمان رويكردی تعليم و تربيتي داشته است تا ادبي. در دوره هاي بعد يكي از نامهاي روشني كه ادبيات كودكان ايران را با رويكردي ادبي رونق داده است استاد مهدي آذر يزدي است كه ارزش كار او در خور توجه است.
برای خواندن کتابهای قصه های خوب برای بچه های خوب جلد مربوط به داستانهای مثنوی و داستانهای قرآنی به اين لينکها ميتوانيد مراجعه کنيد.